عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : محلاتى )

72

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

ميان رفتن الفت و صميميت پس از استحكام و استوارى آن . 360 / 87 - ما سعد من شقى إخوانه . 6 / 56 نيكبخت نگردد كسى كه برادرانش نگون بخت باشند . 361 / 88 - موت الأخ قصّ الجناح و اليد . 6 / 135 مرگ برادر ( همچون ) چيده شدن و بريده شدن بال و دست است . 362 / 89 - ما أكثر الإخوان عند الجفان ، و أقلّهم عند حادثات الزّمان . 6 / 96 چه بسيارند برادران در كنار سفره‌هاى رنگين ، و چه اندكند در هنگام پيش آمدهاى ناگوار زمان . 363 / 90 - ما تواخى قوم على غير ذات اللَّه سبحانه إلّا كانت أخوّتهم عليهم ترة يوم العرض على اللَّه سبحانه . 6 / 100 هيچ گروهى نيست كه بر پايهء چيزى جز خداى سبحان برادرى كنند ، جز آنكه برادرى آنها در روز قيامت كه در پيشگاه خداى سبحان قرار گيرند براى آنها نقصى باشد . 364 / 91 - ما يمنع أحدكم أن يلقى أخاه بما يكره من عيبه إلّا مخافة أن يلقاه بمثله ، قد تصافيتم على حبّ العاجل و رفض الآجل . 6 / 101 چيزى جلوى شما را نگيرد و مانع نشود از اينكه چون عيبى از برادرانتان مشاهده كنيد به او تذكر ندهيد جز ترس از اينكه او نيز همين كار را نسبت به شما انجام دهد ( و هنگام ديدن عيبتان به شما تذكر دهد ) و بدين ترتيب شما دست به هم داده و در مورد دوستى دنيا و رها كردن آخرت دوستانه با هم كنار آمده‌ايد . 365 / 92 - نظام المروّة حسن الأخوّة ، و نظام الدّين حسن اليقين . 6 / 176 نظام مردانگى ، برادرى خوب است ، و نظام دين ، يقين نيكو است . 366 / 93 - لا تستكثرنّ من إخوان الدّنيا ، فإنّك إن عجزت عنهم تحوّلوا أعداء ، و إنّ مثلهم كمثل النّار ، كثيرها يحرق و قليلها ينفع . 6 / 322